Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

__

Posted by
sara (Rasht, Iran) on 5 January 2017 in Art & Design and Portfolio.

سلام
آخر هفته خوبی براتون آرزومندم.
*
یکی از کارهای نیک روزگار همراه و همدل و کمک حال و مراقبت ازسالمندان و سالخوردگان فامیل بودنه ،مخصوصا اگه پدربزرگ و مادربزرگ خودمون باشه که خودش نور علی النور میشه.
*
تو شهرهای بزرگ و کوچیک و حتی تو روستاها هم زندگی کردن با والدین پیر هم دیگه داره منسوخ میشه مخصوصا که تقریبا همه میخوایم تو فسقل خونه هامون راحت و بقول بعضی ها البته دور از این جمع بدون م ز ا ح م باشیم .
*
می تونم یه پیشنهاد کاربردی برای پدرمادرای پیر پر اولاد بدم که باعث میشه هم همدلی بین فرزندان و نوه ها با پدربزرگا و مادربزرگا بیشتر بشه و هم تعداد بیشتری تو این کار نیک شریک بشن و مطمینا بار روانی مثبتی پشت این کار انسان دوستانه هست.و هم اینکه فقط یه عده کم درگیر و گرفتار و افسرده بیمارداری نشن .بعدها خودشون درگیر و درمانده بشن.
*
اگه خانم یا آقایی هستین که میخواین از والدین پیر و سالخورده و حتی مریض تون نگهداری کنین با همسر و فرزندان و برادران و خواهران و حتی خواهرزاده ها و برادرزاده ها و حتی نوه ها خوب و منطقی و بدون رودربایستی صحبت کنین و تمام سعی تون رو بکنین که اونها راغب و مشتاق این کار بشن مخصوصا اگه تو شهرهای کوچیک باشین امکان اینکه کسان زیادی بیان کمک تون کنن زیادن این تقسیم وظیفه باعث میشه فشار روحی و روانی فقط روی یه عده محدود نباشه .
*
چندتا نکته مهم :
1-ممکنه مادر و یا پدر پیرتان با مصرف دارو حتی اعصاب و روان شون هم آرامش نداشته باشه و با حتی یه رفتار به شوخی دیگران دلخورشون کنه و یا ممکنه مثلا با اونایی که خیلی علاقمندن درد دل کنن و بگن فلانی بهم فلان حرف زد و یا فلان چشم غره رو رفت و یا خیلی چیزهای جزیی که اصلا ربطی هم بهشون نداشته ولی به خودشون گرفته باشن، پس همگی یاد بگیرین با خنده و شوخی اون موضوع رو رفع کنین و نذارین یه حرف کوچیک از طرف اون شخص مسن دلسردتون کنه از امر خداپسندانه تون.
*
این موضوع چندسال پیش درمورد منو مامان بزرگم پیش اومد اون حرفم رو بد متوجه شد بعد مثلا رفت خونه هر کدوم از فامیلا که نوبتش می شد از روی درددل برای اونا داد سخن می داد فلانی فلان حرف رو زد و دلم ازش گرفته و از اینجور حرفا.خب فامیلامون به اون درک نرسیده بودن که این پیرزن شاید بد متوجه شده شاید دنبال محبت بیشتره بجای اینکه آرومش کنن برای من خبر آوردن که فلانی اینم از مامان بزرگت که سنگش رو به سینه میزنی ببین داره بدیت همه جا می گه.
منم بعد از اون تصمیم گرفتم همیشه جلوی مامان بزرگم خیلی خوش خنده و مهربون باشم و اگه کوله باری از مشکلات داشته باشم فقط به این فکر کنم دل اونو شاد کنم و اون لحظاتی که پیشش هستم فقط لطف و محبت و مهربونی نثارش کنم و اگه گله گی کسی رو پیشم کرد بی خیال باشم و اونو دعوت به آرامش کنم و ذهن و خاطرش رو از اون موضوع پرت کنم نه اینکه همه جا برم پشت سر اونا از قول مامان بزرگم غیبت کنم.
*
2-یاد بدیم و یاد بگیریم نوه های بزرگ هم مثل بچگیاشون مهر و محبت به پدربزرگ و مادربزرگ رو داشتن بیشتر این حس رو بپروارنن و یادمون باشه اون زمانها که همین مامان بزرگا و بابابزرگا در نبود پدر و مادرشون ،بچه ها رو می بردنش دکتر و یا پارک و یا پوشینه بچه ها رو عوض می کردن و غذاشون رو می دادن و کلی کارهای خوب در حق شون می کردن الان محتاج شدن و چه قدر انسانی و شرافتمندانه ست که جواب خوبی های گذشته شون با خوبی بدیم.
*
3-تنهایی مسیولیت یه شخص پیر رو با وجود افراد زیاد در کنارتون نپذیرین چون هم اون شخص پیر از محبت گرفتن و کمک از دیگر فرزندان و نوه ها محروم میشه و هم شما هم که سن تون بالاست تحت فشار فیزیکی و جسمی و روحی و روانی قرار میگیرن و حتی ممکنه بیماری های کوچکتون بمروز زمان عود کنه.
*
مثلا خیلی ها رو دیدیم فقط یه دختر یا یه پسرمسیولیت نگهداری مادرپیر و مریضش رو بعهده گرفتن نمونه یکی از آشناهامون که قبلا خودش که دیسک کمر خفیف داشت بعد دوسال نگهداری از مادر پیر و در بستر خوابیده ش، الان احتیاج به عمل جراحی پیدا کرده و حال جسمی و روحیش مناسب نیست در حالیکه برادر دیگرش در دوقدمی خونه مادرشون زندگی میکرد و اونقدرا هم مشکلی نداشت که نتونه کمک حال خواهرش و تقسیم وظیفه باشه و جالب تر اینکه کلی نوه و کسان دیگه ای هم دوربرش بودن ولی به روی خودشون نمیارن که کمک کنن البته این خانم هم به روی اون عزیزان نیاورده و اونا هم حس همکاری بخرج ندادن
*
4-بدون تعارف باید باهم روراست باشیم و همه مون یه تایم خالی برای این کار بذاریم هم فرزندان و هم نوه ها.
دیدم نوه های مجردی که خیلی هم ادعای خوب بودن داشتن و از بیکاری و عاطل و باطل کردن وقت شون در حال خودزنی هستن و حتی امکان داره هیچ وقت هم تو این اقتصاد جامعه مون یه کار درست حسابی پیدا نکنن ولی یه دوقدم نرفتن خونه مامان بزرگ شون و دو ساعت وقتشون رو بذارن تا برای الکی دلخوش کردن هم شده دل اون پیرزن رو که کلی زحمت شون رو کشیده یه محبت کوچیک بکنن.
*
خدا رو چه دیدی شاید عزیزتان دعایی از ته دلش کرد و زندگی تان به لطف الهی زیبا و زیباتر شد.
*
5-و کلام آخر؛ کار خیر رو برای آرامش روح و روان خودمون انجام بدیم و این توقع رو نداشته باشیم که روزی خودمون محتاج شدیم یه عده بیان کمک مون ، و جبران خوبیهای گذشته مون رو بکنن ،چون اگه خدای ناکرده روزی محتاج شدیم و این اتفاقات خوب در حق مون صورت نگرفت بیشتر میشکنیم ،پس قوی و مصمم باشیم و در کمک گرفتن از دیگران در کار خوب مون خجالت و رودروایسی رو بذاریم کنار مخصوصا در نگهداری از والدین پیر و شاید غرغرو و مریض احوال مون.
*
الان حس می کنم یه پا مثل مامان بزرگای خوش مشرب نشستم قشنگ نصیحت تون کردم ههههه
: )
امیدوارم خودم هم اهل عمل کردن به پیشنهاد بالا باشم نه فقط گوینده ش.
*
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار