Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

...

Posted by
sara (Rasht, Iran) on 2 August 2017 in Plant & Nature and Portfolio.

سلام
روز چهارشنبه تون گلگلی
*
اینا اولین غنچه های گل لاله عباسی مونن البته تو سال 96
*
راستش همیشه با اینکه هرسال تقریبا تکرار میشه ولی برای دیدن اولین غنچه و گلهای هر کدوم از گلدونامون شوق و ذوق خاصی دارم.
*
حس تولد یه گل خوشرنگ ديگه، انگار نوازشگر روح و روانم هستش.
خدایا ای خدای مهربون هزاران مرتبه شکرت.
*
*
*
یه خاطره نه چندان شیرین:
چهارشنبه پیش وقتی داشتن شاخه های شیپوری ها رو میشکوندن صداشون غصه دارم کرد و حتی گریه م گرفت ولی نميدونم چرا یهو پر از حس عصبانیت و خشم شدم.
شال و کلاه کردم و بدون اینکه به همسرجان بگم جلوی چشم داداش بزرگش و دوستش و کارگری که آورده بودن با صورت گرفته و غمگین و یه سلام خشک و خالی گذشتم اونم تو آفتاب شدید ساعت 12 ظهر.
مونده بودم دارم چیکار می کنم و یا چیکار باید بکنم تا آروم بشم و از این همه خشم و کلافگی نجات پیدا کنم.
شنیده بودم وقتی عصبانی میشین آب بخورین اگه نشستین بلند بشین و حرکت کنین و برعکس و و و خیلی چیزهای دیگه.
منم تصمیم گرفتم راه برم ولی تا به کتابخونه رسیدم دیدم دیگه طاقت آفتاب شدید رو ندارم و رفتم دوتا کتاب گرفتم و زودی برگشتم خونه.
تو خونه بازم حس کردم عصبانیتم از بین نرفته برای همین متوسل به دعا و ذکر شدم
خدا رو هزاران مرتبه شکر وقتی ذکرها خوندم کمی آروم شدم
بعدش حضرت همسر زنگ زد و دلیل ناراحتیم پرسید و دلایل هرس و از بین بردن گلها رو گفت و حتی می خواست یه گلدون خیلی بزرگ بگیره و از این گل توش بکاره که من گفتم نمی خوام آخه حیاط مون جا نداره.
*
راستش وقتی آروم شدم فهمیدم چقدر دلبسته و وابسته این گلا شدم از خودم خجالت کشیدم زندگی دنیوی همینه دیگه اونقدر دلبسته چیزهای کوچیک و بزرگش میشیم که یادمون میره یه روزی باید همه شون گذاشت و رفت!
*
*
*
و اما راستش آخر :
روز و روزگار تون پر از حسهای خوب و پرنشاط ان شاء الله
: )