Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

...

Posted by
sara (Rasht, Iran) on 31 October 2017 in Animal & Insect and Portfolio.

درخت زندگی
"تک درخت ایستاده بر ساقه اش
در میان خشکی دانه های سر سوخته خاک بیابان...
استوار.
بدون حراس از بادهای وحشی
حراس از تهاجم موریانه ها
و یا طوفان های گاه و بی گاه بیابان"

من آن تک درختم
که ریشه هایش
تا عمق کمبودهای خاک را
حفاری کرده اند
تا امید را از شریان های محاصره شده در خاک تشنه
به استواری ساقه هایش برساند.
به سبزی برگ هایش برساند.
و به بیداری حیات.

من آن تک درخت کم شاخ و برگ تنها در بیابان هستم
که از خوابیدن حشره ای در سایه کم توانش
لذت می برد.
لذت می برد از همنشینی پرنده ها:
چه وقتی میوه هایش را نوک می زنند
و یا وقتی که لانه های پر مهرشان را
بر روی استواری شاحه هایش بنا می کنند.


من صدای پیچش باد
در شاخه های درختان هستم.
-به هنگام طوفان و به هنگام نسیم-

من میوه ای مست هستم
که از شاخه درختی پرواز می گیرد
تا برسد به دست خسته زمینیان.

من آن حشره هستم
که پروازش شاید نرسد به آن سرزمین سبز
اما بدون شک
وسعت بال هایش برایش کافیست.

من رویش سبز دانه ای
در زیر لطافت باران نیستم،
من آن خاری هستم که در بیابان
بدون منت از ابر و باران
به حیاتش ادامه می دهد.

من شاید به اندازه آفتاب روشن نباشم،
اما آنقدر روشن هستم که مرا ببیند.

و من روشنی باغچه را می بینم
روشنی دشت،گنجشک ها،و کوه ها را می بینم
من حتی روشنی شهرها را هم می بینم
و روشنی پر کلاغ هارا.

اما من...
با روشنی چشمه
و با روشنی خدا زندگی می کنم.
*
*
*
شعر درخت زندگی
شاعر جناب محمد علی پور
از دفتر شعر صاف صاف