Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

...

Posted by
sara (Rasht, Iran) on 14 February 2018 in Art & Design and Portfolio.

فکر کنم سال نود بود و حتی انگاری روز خاصی هم نبود وقتی از سرکار اومد خونه این کارت کوچولو بدون اینکه چیزی توش نوشته باشه برام آورد
و گفت خانم یهو دلم خواست این کارت رو برات بخرم
اونروز کلی ذوق کردم و هنوزم می بینمش ذوق می کنم از اینکه همسر مهربانم تو اون اوج کارا و گرفتاری های اقتصادی و روزمره در ارتباط با شغلش ، باز به من و دلخوشیهای فانتزیم فکر می کنه
الحمدلله رب العالمین