Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

Baku 1

Posted by
sara (Rasht, Iran) on 1 April 2018 in Documentary & Street and Portfolio.

وقتی کوچیک بودیم همیشه شبکه دو ما شبا مشکل داشت مخصوصا تابستونا
ساعت ده ونیم شب سر اخبار شبکه دو، داد بابام میرفت هوا که شماها با گیرنده های تلویزیون چیکار کردین
که نمی تونم اخبار رو ببینم وهمش صدای ساز و دهل اوناست
والااااا
ما هم بچه نمیدونستیم تقصیر ما نیست بلکه دول شرق هم شیطون تشریف دارن مثل دول غرب تا اونجایی که میدونم کلا شهرها و استانهای مرزنشین همین مشکل رو داشتن
هههههه
*
آخه بچه های فامیلامون که تو جنوب بخاطر شغل باباشون زندگی می کردن تابستونا می اومدن خونه مون تعریف می کردن ما هم تلویزیون مون شبکه های عربی رو میگیره
*
اون موقعها وقت عید کلی آهنگ ترکی و رقصهای محلی میذاشتن
کلا الان که یادم میاد خیلی با مردم ایران فرق نداشتن فقط ترکی صحبت می کردن و اینکه مجری هاشون و هنرپیشه های خانم شون بدون روسری بودن
نمیدونم هنوزم بیرون از شهر و اون طرفا شبکه های تلویزیونی بهم میریزه ولی یاد بچگیا خیلی بخیر، چقدر بابای طفلی مون میرفت آنتن جدید میخرید تا گیرنده تلویزیرن مون شبکه های ایران رو بگیره
یاد اون ایام بخیر
*
در ضمن این عکس رو من نگرفتم بلکه فامیل جانها رفتن و کلی عکس گرفتن و یکیش این بود
الانم دارن تو خیابونای باکو میگردن
اگه یکم منم سفت میگرفتم داشتم از اونجا این عکس رو براتون آپلود می کردما
هههههه
ولی دروغ چرا هیچوقت باکو و حتی آذربایجان شوروی سابق جز اولویت جاهایی که دلم میخواد ببینم نیست احتمالا در آینده اون ته
ته های لیست مکانهای که باید ببینم هستش چون همیشه فکر می کنم از نظر آب و هوایی مثل گیلانه و برام متفاوت نیستش شاید باورتون نشه دلم میخواد اول برم دیدن کویر و جزایر قشم و کیش و بندر چابهار آهان قمصر کاشان هم خیلی دوست دارم بوقتش برم
*
راستیش من همه جوره پایم برای سفر ولی متاسفانه همسرجان بخاطر شغل شون بنده ی خدا پایه نیست
البته تقصیری هم نداره نون درآوردن تو دوره زمونه ما واقعا مشکله.